تبليغاتX
جمعیت 1=1
چشم اندازی دیگر سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391 12:34
باسلام خدمت کلیه عزیزان وخوانندگان گرامی

ازاین پس ایده بان درنظرداردفصل جدیدی دروبلاگ بگشاید.نظربه اینکه اغلب خوانندگان مطالب دوستان دانشگاهی وجوانان مستعددانش آموخته ای هستندکه به زودی درمراکزتصمیم سازی یاتصمیم گیری درترازهای مختلف کشور(ودرآینده نزدیک به یاری خدادردنیا)نقش آفرینی خواهندنمودضرورت احساس شدتافضائی جهت طرح مطالب،تجربیات ودیدگاه های مدیریتی باتاکیدبرآموزه های خارجی وداخلی ایجادشود.

براین اساس ایده بان سعی خواهدنمودتاانشاالله به طورمستمردرزمینه های پیش گفته مطالبی راتقدیم عزیزان نماید.ازآن جائی که خوانندگان محترم احتمالادارای تمایلات گوناگونی برای فعالیت های آینده خودمی باشند.بنابراین طیف وسیعی ازآموزه هابرای مدیران اجرائی،دولتی،اقتصادی سیاسی و . . . ومستقل ازرشته های تحصیلی ( که البته تنوع آن بسیاراست)دراین مجموعه ارائه خواهدشد.

تلاش خواهدشدتااین کارانعطاف پذیری لازم راداشته باشد.بنابراین اغلب مفاهیم درقالب حکایت های مدیریتی، نمونه های عینی،کاریکاتور،تصویروحتی تک جمله ها(که گاهی جهان بینی مدیریت رادچارتحول نمود) و . . . وباعنوان تدبیر ارائه خواهدشد.

نوشته شده توسط 1=1  | لینک ثابت |

خروج حرم ازشهریاشهرازحرم دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391 23:30

  اردیبهشت ماه یادآورخاطره شیرین سفرچهارسال گذشته حضرت رهبری به فارس می باشد.مناسب است به این بهانه نگاهی داشته باشیم به آنچه دراین چندسال بر سومین حرم اهلبیت رفته است.

   اول - بسیاراتفاق افتاده که فعالیت هائی درنگاه اول مثبت ارزیابی شده ولی باگذشت زمان آثارنامطلوب آن به مرورخودرانشان داده تاآن جاکه گاه درپایان مسیرچیزی جزپشیمانی باقی نگذارده است.                                                                                                                                    دوم- چهارسال پیش درسفرمقام معظم رهبری به فارس موضوع مرکزیت حرم درشهرشیرازمطرح شدو طبیعتا انتظارمی رفت این موضوع به صورت راهبردجدیددرتوسعه استان وشیرازمدنظرقرارگیرد.                                                                                                               سوم-اداره امورشهرهابه ویژه کلانشهرهارفتارهوشمندانه ای می طلبدکه گاه آن چه درعمل رخ می دهدفاصله معناداری باآن دارد.                                                                                                    چهارم- الزامات اصلی یک شهررا سه فعالیت اصلی آموزشی،تجاری واداری تشکیل می دهددراین صورت:فعالیت های آموزشی بامحوریت آموزش عالی به تدریج طی چندسال به محورشمال غرب شیرازمنتقل شده به گونه ای که هم اکنون منطقه فوق به قطب دانشگاه های استان تبدیل گردیده است.باشروع رسمی مجتمع خلیج فارس بخش دوم این پازل که فعالیت های تجاری است نیز جابه جا شده ونهایتاتاپایان سال تکمیل می گردد.بااین وصف ازاضلاع این مثلث تنهایک ضلع باقی می ماندکه باوجوددوضلع قبلی ایجادقطب اداری گریزناپذیرخواهدنمود.  

۵- دراین شرائط به راحتی می توان تصورنمودکه خواسته یاناخواسته سناریوئی بااین هدف درشهرکلید خورده است " حال که نمی توان حرم راازشیرازبیرون برد، شیرازراازحرم بیرون بریم                                                                                                                                     ششم- انتقال راه آهن شیراز به محورشمال غرب، استقرار منطقه ویژه سلامت و منطقه ویژه دانشگاهی درآن محورواقدامات دیگری ازاین دست رانیزبه این مجموعه اقدامات بیافزائید،آنگاه عمق اتفاقی که درحال وقوع است بهترمشخص می شود.این اقدامات اغلب توسط مدیرانی صورت گرفته که درصدق نیت آنان تردیدی نیست لیکن عدم بصیرت وپرداختن به موضوعاتئی(بابهانه های ابتدائی) چنین شرائطی رارقم زده است.                                                                                                                                    هفتم - درحالی که توسعه حرم دراین چهارسال حاصلی جزجلسات خسته کننده وملال آورعوایدچندانی نداشته درآن سوی شهرطرح انتقال شیراز بدون هیچ مخالفی وباهمکاری عزیزان!مسئول گام به گام وبسیارزیرکانه به پیش می رود.جالب آنکه دستگاه های اجرائی ومقامات برای خارج کردن شیرازازحرم گوی سبقت ازیکدیگرمی ربایند.آنچه به زودی خواهیم شنیداین است.این جاشیرازاست - حرم آن جاست " !

 

نوشته شده توسط 1=1  | لینک ثابت |

شهرزیرآتش بود،زوزه گلوله هاقطع نمی شد،مهدی* خودرابه آن سوی خیابان رساند.بچه ها گفتند:خب مستقیم می آمدی ، چرازمین رادورزدی؟ آرام به آنهانگاه کردوگفت:" این زمین صاحب دارد،مال مردم است.ازکجامعلوم صاحبش راضی باشدمااززمینش عبورکنیم؟"

آن روزمهدی حاضرنشدبرای مقدس ترین کارهاپابرزمین مردم واموال دیگران بگذاردحتی برای عبور.      

                        اکنون درست سی سال ازآن روزهامی گذرد، اوضاع . . . چگونه است؟

 

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------             *شهیدعبدالمهدی آهکی ازمدافعان خرمشهربودکه درعملیات بیت المقدس به شهادت رسید

نوشته شده توسط 1=1  | لینک ثابت |

همه دریک سطح قرارمی گیرند شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391 6:44
درجلسه ای که به همت تعدادی ازجوانان بسیارعزیزشهرروزگذشته برگزارشدموضوع میزان ثروت دراسلام مطرح شدواینکه حدودی هم داردیاخیر؟مدرس بزرگوارفرمودند:اگرخمس وزکات اداشده باشدومقررات اجتماعی (نظیربیمه -مالیات )نیزرعایت شودآنگاه ازنظراسلام مالکیت محدودیت ندارد.                    درآنجادیدگاه امام دراین خصوص راعرض کردم والان سندآن را(نقل مطلب ازسایت مشرق)                      الياس قنبري در جديدترين مطلب وبلاگ "واژگون" نوشت که روزنامه اي در لا به لاي وسايل پدرش هنگام اسباب کشي يافته و توجهش را جلب کرده است.
اين وبلاگ نويس در روزنامه کيهان تاريخ شنبه ? خرداد ???? که يافته، مصاحبه اي از امام خميني(ره) را ديده که توجهش را جلب کرد و به همين دليل متن اين مصاحبه را در وبلاگ خود قرار داد(مصاحبه دکترجیم کوککورفت باامام):
س : آيا حکومت اسلامي مالکيت عمومي يا خصوصي مايملک را قائل خواهد بود؟ مالکيت مردم و ادره زمينها و صنايع را بوسيله آنان محترم خواهد شمرد؟ نقش حکومت در موارد فوق چه خواهد بود؟ آيا فرمان ملي کردن موارد فوق را خواهيد داد؟ روابطي که دولت اسلامي در رابطه با مالکيت مردم خواهد داشت چه خواهد بود؟ اين روابط چگونه تنظيم و اداره مي شود؟
ج : مالکيت بدان صورت که در آمريکا مطرح است اصولآ در اسلام وجود ندارد. اسلام مالکيت را قبول دارد ولي قوانيني در اسلام هست که مالکيت را تعديل مي نمايد اگر به قوانين اسلام عمل شود هيچکس داراي زمينهاي بزرگ نمي شود مالکيت در اسلام به صورتي است که تقريبآ همه در يک سطح قرار مي گيرند و وقتي اين چنين باشد چرا پاي دولت را به ميان بکشيم و زمينها و صنايع را به دست مردم نسپاريم؟ در مورد ملي کردن وضع در ايران به صورتي بوده است که حقوق کارگران و رعايا را سرمايه داران بزرگ و مالکين بزرگ برده اند و امروز هم دارند مي برند بدين جهت آنان مالک کارخانه ها و زمينهاي خود نمي باشند ما همه آنان را به پاي ميز محاکمه مي کشيم و مايملک و سرمايه آنان را مورد بررسي قرار مي دهيم و حقوق حقه مردم محروم را که عمري است مالکين بزرگ و سرمايه داران بزرگ خورده اند به محرومين باز پس داده ميشود و در اين صورت است که نه اختيار را از آنان سلب کرده ايم و نه کسي حق ديگران را مي تواند بخورد و نه کسي زندگي اش با اشکال مواجه خواهد شد.
س : برنامه صنعتي کردن و نوسازي ايران تحت يک حکومت اسلامي چه خواهد بود؟ تکنولوژي خود را از چه منبعي تهيه خواهيد کرد؟ چگونه متخصصين و دانشمندان خود را تربيت کرده و آموزش خواهيد داد؟
ج : ما در برنامه صنعتي کردن مملکت هرگز چون امروز سراغ مونتاژ نمي رويم ما در ايران صنايع مادر ايجاد خواهيم کرد البته نبايد توقع داشت که اين کارها به محض رفتن شاه صورت گيرد زيرا شاه ايران را خراب کرده است ما نيازهاي تکنولوژي خود را از هر منبعي که مفيد تر براي کشورمان باشد تامين خواهيم کرد ما از جهت متخصص کارآزموده غني هستيم که اکثر آنها در خارج هستند که به ايران برخواهند گشت. ..... با وجود اينکه استثمار کارگر به حد خود رسيده ولي از نظر تکنولوژي به بهترين پيشرفتها نائل شده اند و از هر طرف در صف اول قرار دارند. البته نا گفته نماند که چنين کشورهايي هنوز مناطقي از جهان سوم را تحت استثمار خود دارند که در صورت کمبود منابع طبيعي سرشار خود از ثروت هاي آنها استفاده کرده و زمينه نارضايي را در کشور خود به حداقل ممکن مي رسانند ولي از طرف ديگر زمينه رشد و استعدادها را باز گذاشته اند و گرچه آن را را در خدمت سرمايه داران به کار مي گيرند ولي در هر صورت به پيشرفت علم و صنعت کمک بسياري نيز شده است.
* متن کامل اين مصاحبه در سايت جامع امام خميني

نوشته شده توسط 1=1  | لینک ثابت |

مجلس به کجامی رود؟ چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1391 23:10
قانون عضويت دولت جمهوري اسلامي ايران در مجمع بين‌المللي تاييدصلاحيت - قانون عضويت دولت جمهوري اسلامي ايران در طرح همكاري بازرسي داروئي - قانون تعيين تكليف وضعيت ثبتي اراضي و ساختمانهاي فاقد سند رسمي-قانون عضويت دولت جمهوري اسلامي ايران در مركز آسيائي كاهش بلايا - قانون عضويت دولت جمهوري اسلامي ايران در اتحاديه بين‌المللي تاييد صلاحيت آزمايشگاهي       

۱- اینهاو ده هاقانون مشابه تنهابخشی ازقوانینی است که درمجلس به تصویب رسیده است.گفته می شود مجلس شورای اسلامی هردقیقه چهارمیلیون تومان برای کشورهزینه دربردارد.حال یک باردیگرعنوان این قوانین رامرور کنیدوسپس به این پرسش پاسخ دهید

آیاعضویت کشوردرمجمع بین المللی تائیدصلاحیت،عضویت دربازرسی داروئی،کنوانسیون جلوگیری ازآلودگی کشتی ها،اصلاح سن فرزندان ذکورمشمولین صندوق های بازنشستگی، الحاق یک ماده به قانون استخدام کشوری،عضویت ایران درانجمن علوم باغبانی،نظارت شرعی برذبح وصید،ارتقاء بهره‌وري كاركنان باليني نظام سلامت ودهها موردمشابه دیگربراستی نیازبه گردآوردن نمایندگان ۷۵ میلیون ایرانی ازچهارگوشه کشورباهزینه هزاران میلیونی دارد؟

۲- پیشتردرباره کارائی واثربخشی ولزوم توجه به تفاوت این دودرهمین جاصحبت شده بود.توجه خوانندگان این مطلب راکه اغلب دانشجویان یاتازه فارغ التحصیلانی تشکیل می دهندکه مسئولیت مدیریت آینده کشوررابرعهده خواهندداشت باردیگربه اهمیت فوق العاده این بحث جلب نموده تاکیدمی شود موضوع مجلس وبسیاری مسائل کلان دیگرراازاین جهت موردبررسی قراردهند.اثربخشی سیستم آن چنان ظرف سال های اخیراهمیت یافته که به یکی ازجدی ترین مباحث مدیریتی درجهان تبدیل شده است.تاجائی که" پیتردراکر"که پدرمدیریت نوین جهان خوانده می شوددریکی ازجنجالی ترین مصاحبه هایش پیش ازمرگ موضوع اثربخشی رادرشمارجدی ترین چالش های مدیریت درقرن بیست ویکم معرفی کرد،واین همان است که تاکنون بسیاری رابربادداده است.

۳-هدف اصلی ازتشکیل مجلس وگردآوردن نمایندگان ملت درزیریک سقف ازروزاول ارزیابی بردارهای اصلی وجهت گیری های کلان کشوریابه عبارت دیگراثربخشی بوده است،نه پرداختن به مسائلی که بسیاری ازآنهارامی توان درشمارآئین نامه ،شیوه نامه و . . . آوردکه درجایگاه دستگاه های اجرائی است.مجلس به جای این که وقت خودراصرف تهیه انواع واقسام قوانین این چنینی نمایدکه گاه به جهت زیادی تعداددریک موضوع خودمایه دردسرشده وقانون دیگری با نام قانون تجمیع فلان تصویب کند!بایدخانه تکانی نموده خودراازاین حجم کارهای بی هدف نجات داده ،همت خودراصرف جهت گیری های اصلی کشورنماید.براستی اگرمجلس به وظائف اصلی خودمی پرداخت ومثلاکلان عملکردبانک هارادردستورخودقرارمی داداین شرمساری اخیرصورت می گرفت؟تازه وقتی که واردمی شودبه جای بحث های اصلی به دنبال این است که مثلاتعدادنسخ ال- سی هایک رونوشت اضافه شود!هرچه فریادمی زنی که عزیزان این مهم نیست بحث اصلی این است که بانک که حاصل اندوخته های ملت است آیادرخدمت ملت است یایک گروه ویژه؟فایده ای ندارد.

۴- برعکس آقایان که مدام می گویندمشکلات به جهت کمبودقوانین است بایدگفت کشوردچارتورم قوانین است.به جای قانون زائی بایدبه سمت قانون زدائی حرکت کرد. مصروف نمودن وقت ملت برای تولیدچنین قوانینی ونهایتاخاتمه یافتن عمرمجلس واعلام لیست بلندبالائی ازلوایح وطرح های درنوبت! ودرست درهمان زمان رهاماندن جدی ترین وظائف مجلس نظیرنظارت وارزیابی چه معنائی می تواند داشته باشد؟

۵- ارزیابی نمایندگان براساس حضوروغیاب،تعدادلوایح،شمارسفرهای کاری وامثالهم(درارزیابی مدیران امریکائی تعدادساعات پروازدرتراز۳۰۰۰۰+ پا نیزگاهامشاهده می شود)دربهترین شرائط کارآئی است.آیانماینده ای که جزوپیشنهاددهندگان عضویت درانجمن باغبانی بوده یابرای الحاق یک بندبه کنوانسیون حمایت ازجلبک های رودخانه ای تلاش بسیاری نموده درحالی که میلیون هاایرانی شب گرسنه سربربالین می گذارند رابایدنماینده ای مطلوب ارزیابی نمود؟!

۶- مجلس خانه متخصصین نیست.متخصصین هریک برای خودخانه دارند.پزشکان سازمان نظام پزشکی، مهندسین سازمان نظام مهندسی،حقوقدانان کانون وکلاوسایرگروه هاهریک به فراخورحال برای خودخانه دارند.این ملت است که خانه ندارد. مجلس خانه ملت است نه خانه خواص.تبدیل مجلس به خانه متخصصین ازجمله خطاهای استراتژیکی است که درسال های اخیرصورت گرفته است.

۷- تاکنون اندیشیده اید وقتی شرائط به گونه ای پیش رودکه نمایندگان مجلس هریک پیش ازنمایندگی دارای مشاغلی باشند که درآمدشان چندین برابردرآمدمتوسط مردم باشدچقدر می توانندبرای فقرمردم کاری کنندیاهنگامی که تاچندلایه ازمنسوبین آنهافردبیکاری وجودنداردچگونه مشکل اشتغال جوانان بیکارکشوررادرک نموده وحل نمایند.( حداقل یک نماینده مجلس رامی شناسم که درزمان وکالت دوجوان بیکاردرخانه داشت واین ازنوادر روزگاربود! )

نوشته شده توسط 1=1  | لینک ثابت |

1460روزگذشت سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391 16:50

چهارسال پس ازسفرماندگارحضرت رهبری به فارس واعلام شیرازبه عنوان سومین حرم اهلبیت بدنیست به عملکرددستگاه های استان درخصوص اجرائی نمودن این ایده نظری انداخت.(تصاویرجمعه اول اردیبهشت ۹۱- طرح احداث خیابان ۹دی منشعب ازبلوارشهیددستغیب)

شایدبادیدن این تصاویربهتردانسته شودچرامی گوئیم دستگاه های اجرائی ماازعهده انجام ماموریت های نظام عاجزند.

بودجه این دستگاه هزارمیلیارد،آن دیگری به عددستاره های آسمان،سومی به تعداد . . .  ونتیجه این است که ملاحظه می کنید! پس از۱۴۶۰روزاین همه ی چیزی است که انجام شده،درحالی که گزارش عملکرددستگاه های اجرائی استان درخصوص سومین حرم اهلبیت همین است که می بینیدکاش دوستان محبت می کردندوگزارشی ازتلاشهای شان برای حل مشکلات مجتمع عظیم خلیج فارس!نیزارائه می نمودند. کلام آخر:به نظرشماخواننده محترم فرمان دستگاه های اجرائی استان دردست کیست،باندهای ثروت وقدرت یا . . . ؟

نوشته شده توسط 1=1  | لینک ثابت |

در باب افتتاح مجتمع خلیج فارس و حضور برخی مسئولین به عنوان مهمان و به خصوص مطالبی که در این مراسم عنوان شده (با فرض صحت مطالب گفته شده) نکاتی لازم به یادآوری است.

برخی نکات مهم گفته شده به این شرح است:

الف- مجتمع عظیم خلیج فارس که فاز اول آن گشایش یافت در سایت آمار جهانی و در کتاب گینس به عنوان رتبه 3 مجتمع تجاری جهان و بزرگترین مجتمع از لحاظ تعداد مغازه (2500واحد) ثبت شده است.

ب- داشتن چنین مجتمع خدماتی- تجاری در کلان شهر شیراز یکی از آرزوهائی بود که امروز برآورده شد.

ج- هزار اشتغال در فاز اول و کاهش سه دهم درصدی نرخ بیکاری در استان با راه اندازی مجتمع خلیج فارس

                                                                    ***

در مورد احداث این مجتمع عظیم، پرسش های بی پاسخ سال های ما نیز همین است.

1- آنانی که چنین پروژه هائی را به زعم خود باعث خروج شیراز از عقب ماندگی و پیوستن به دنیای توسعه یافته می دانند باید امروز توضیح دهند که توکیو با 33 میلیون نفر جمعیت، مکزیکوسیتی با 17 میلیون نفر جمعیت، مسکو با 10 میلیون، سئول با 17 میلیون، شانگهای با 10 میلیون، نیویورک 18 میلیونی، پاریس با 9 میلیون جمعیت، لندن و ... و خلاصه هیچ کدام از این شهرهای توسعه یافته یا نیافته، حاضر نبوده و نیست دست به چنین اقدامی بزند؛ اما شیراز ما با جمعیت یک میلیون و سیصدهزار نفری نائل به چنین افتخار عظیمی گشته است!... براستی چرا؟

۲- موضوع جالب تر می شود زمانی که آخرین آمار تولید ناخالص برخی شهرها را به عنوان شاخص توان اقتصادی آنان از نظر بگذرانیم. توکیو ثروتمندترین شهر جهان با 1191 میلیارد دلار، پاریس با 460 میلیارد دلار، لندن 452 میلیارد دلار، مکزیکوسیتی 315، هنگ کنگ 244، سئول 218، شانگهای 139، نیویورک با 133 میلیارد دلار و ... این ها قطب های اصلی نظام سرمایه سالاری بین المللی و کعبه آمال آقایان! هستند که ملاحظه می کنید هیچ کدامشان حاضر به چنین انتحاری نبوده و نیستند. چرا در جائی که مقامات اوزاکای ژاپن برای ساخت فرودگاه کانسائی، 11 سال صرف مطالعه و مذاکره با اتحادیه ماهیگیران نمودند، تصمیم گیران شیرازی حتی 11 هفته ...! بگذریم...

۳- این ارقام نشان می دهد برخلاف تبلیغات مسمومی که در چند سال اخیر تلاش می کند تا مخالفین این گونه طرح ها را گروه اندکی نشان داده و با عنوان "افراطیون مذهبی" آنان را به حاشیه براند، شهرهای جهان حتی در مرکز دنیای پول و دلار هم چنین مجتمع هائی را برنمی تابند. حال چه کسی در حاشیه است؟! به قول آقایان "حزب اللهی های تندرو" در حاشیه اند یا کسانی که به ساخت چنین مجتمع هایی افتخار می کنند؟!

۴- اصلا چرا راه دور؟ در همین تهران خودمان هم به گروه مجتمع خلیج فارس، مجوزی بیش از 500 واحد تجاری داده نشد (مجتمع تهران مال)؛ اما در شیرازی که جمعیتش کمتر از یک پنجم جمعیت تهران است، مجتمع ساخته شده پنج برابر (2500 واحد) است!

۵- حال باید به پرسش هائی از این دست پاسخ داد:

الف- آیا مدیران شهرهای جهان که چنین مجتمع هائی را نمی پذیرند نیز می توان متهم به فراری دادن سرمایه نمود؟

ب- آیا آنانی که به عنوان سرمایه گذار در شهرهای ما مطرح می شوند ثروت های ویژه ای دارند که کسی تاکنون در جهان نداشته و بنابراین باید برای حفظ آنان به هر طریق ممکن امتیازاتی داد که جهان تاکنون به خود ندیده است؟!

۶- مهمان ویژه افتتاحیه "کارفور" به انتقادی که از حضور ایشان در این مراسم به عمل آمده ظاهرا چنین پاسخ داده اند: "شناختی از کارفور ندارند". برادر ارزشی! اگر می شناسید و رفته اید پس وای به حال شما و اگر نمی شناسید و رفته اید پس وای به حال ما! شما که بخشی از سکان را در دست دارید سری به "فورچون 500" بزنید تا بدانید در دنیا چه خبر است؛ آن گاه "کارفور" را خواهید شناخت...

۷- این بار هم ثابت شد هیچ کس زیر این آسمان خدا بیش از حزب اللهی ها عاشق پیشرفت، عمران و آبادانی این مرزوبوم و رفاه مردم نیست؛ لیکن اولا توسعه و تعالی کشور با رفتارهای زننده و کاریکاتورگونه ای که در شهر مقدس شیراز به اسم حمایت از سرمایه به عمل می آید و در هیچ جای جهان طرفداری ندارد عمیقا متفاوت است و ثانیا بر اساس اعتقادات الهی ما، رفاه و توسعه باید برای تمام مردم و مبتنی بر عدالت باشد و نه فقط برای گروهی خاص.

۸-- در خصوص فروش محصولات داخلی نیز دیرباوران به زودی خواهند دید که در آینده ای نزدیک "مجتمع خلیج فارس" به بزرگترین بارانداز کالاهای بُنجُل چینی تبدیل خواهد شد؛ درست همان گونه که برادر کوچکش "ستاره فارس" به این سرنوشت دچار گشته است.

۹- حضور نمایندگان بخش اشتغال استان در این مراسم و سخنان آنان نیز در نوع خود جالب توجه است؛ آنجا که فرمودند: "فاز اول این پروژه، 3 دهم درصد ضریب بیکاری استان را کاهش می دهد"

جناب آقای اشتغال سومین حرم اهل بیت(ع)! انتظار این بود که می فرمودید مطابق نُرم های جهانی در برابر هر واحد تجاری فروش کالای خارجی، چه ضریبی از اشتغال داخلی از بین میرود. آن گاه ضریب فوق را در 2500 ضرب نموده و سپس در صورتی که شجاعت کافی داشته باشید طی مصاحبه ای رسما اعلام نمائید که پروژه خلیج فارس در برابر اشتغال هزار نفر (در فاز اول) چند کارخانه داخلی را تعطیل یا به ورشکستگی کشانده و چه تعداد از کارآفرینان و صنعت گران کشور که (اتفاقا مخاطبین اصلی دعوت مقام معظم رهبری در حمایت از سرمایه ایرانی هستند و انصافا بی ادعا در حال کسب و کار و افزایش تولید کشورند) را راهی زندان نموده است؟ لطفا در بررسی هایتان سری هم به هند بزنید و بیکاری و اعتراضات سیاسی - اجتماعی ناشی از حضور "کارفور" در آن کشور را نیز ملاحظه بفرمائید. ما مطمئنیم پس از بررسی های لازم، شما عزیزان شهامت گفتن این نتایج را دارید. پس بی صبرانه منتظریم...

۱۰- به هر روی از مقامات مجتمع خلیج فارس (که الحق مراتب تیزبینی و توانائی آنان در شکار فرصت ها را نمی توان نادیده گرفت!) دعوت می شود تا شانس خود را برای ساخت چنین مجتمع های باشکوهی، این بار در یکی از شهرهای جهانِ توسعه یافته بیازمایند. چه اشکالی دارد این افتخار بزرگ این بار نصیب شهری دیگر شود؟ مثلا لندن؟ تقاضا می شود مدیران این پروژه ی به زعم آقایان خیلی خیلی خوب، ضمن مراجعه به شهرداری لندن بخت خود را برای این افتخارآفرینی این بار در سر میز مذاکره با "بوریس جانسون" بیازمایند. جانسون با آن موهای بور و با آن چهره آرام، شدیدا منتظر سرمایه گذاری در شهر خود است. لطفا پس از پایان مذاکره نتیجه را نیز اعلام فرمائید! شاید آنگاه بهتر فهمیده شود چرا سال هاست فریاد می زنیم "سرمایه باید در خدمت شهر باشد و نه شهر در خدمت سرمایه"...

 گزاره پایانی: "در هیچ کجای جهان بهتر از شیراز نمی توان شهر را دوشید!"

۱۱- به هر صورت در چنین شرائطی گوهر شهر را به سیم سیاه فروختن تعجب ندارد که از این دست زیاد دیده ایم. آیندگان قضاوت خواهند کرد؛ قضاوتی سخت و نفس گیر. فراموش نکرده ایم روزگاری را که وزیراعظم در پاسخ به شاه قجر که نظر او را برای تصمیم گیری در خصوص تقاضای اروپائی ها خواسته بود نوشت: "آنچه که فرنگی ها می خواهند ماده ای سیاه و بدبوست به نام نفت؛ به درد ما نمی خورد، ولی پول خوبی می دهند؛ بهتر است بدهید تا برود".

 تصمیم گیران دیروز و امروز شیراز، به خاطر داشته باشند فردا مورد قضاوت آیندگان خواهند بود...                                                                                       

نوشته شده توسط 1=1  | لینک ثابت |

کیمیاگران مدرن (اتوبان حسینی الهاشمی -24ماه بعد) چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391 22:50

این همان اتوبانی است که برای ساختش بیش از120 میلیاردتومان ازپول این مردم هزینه شدتابه قول طرفدارانش مشکل ترافیک شهرراحل کند،برخی نیزمدعی بودند ترافیک شهرراتا صدسال دیگرپاسخ خواهدداد!حال محبت کرده نتیجه راببینند.همان موقع عده ای فریادزدندکه این یک بازی جدید برای پرکردن کبسه مافیای ثروت درشیراز است که به بهانه حل معضل ترافیک زمین های اطراف راکه ازقبل ابتیاع فرموده اند به قیمت خون مردم مفلوک بفروشند وپس ازمدتی مثل همیشه به بهانه اینکه این خیابان دیگرپاسخ گوی ترافیک نیست نقشه جدیدی ریخته وبه اراضی بعدی(که البته قبلامحبت کرده وآن راخریده اند!)یورش برده وبازبه بهانه حل ترافیک ،اتوبان جدید وبقیه قضایا . . . آن زمان عده ای می گفتند شما بدبین هستیدواین اتفاق نمی افتدوازاراضی اطراف محافظت خواهدشد وچه وچه . . . حال کجایند تا ببینند؟ کمترازدوسال پس ازافتتاح اتوبان حسینی الهاشمی ،ودرحالی که هنوزاین پروژه کامل نیست کیمیاگران عصرماکه بخوبی می دانندچگونه خاک رابه طلاتبدیل کنند چه کرده اند؟!(بیچاره زکریای رازی که می خواست مس راطلا کند کاش امروزبود وشیرازمارامی دید).

نوشته شده توسط 1=1  | لینک ثابت |

چهارشنبه دهم اسفند 1390 10:11

مجلس و تخصص

نظر به سوالاتی که این روز ها در خصوص شرائط نمایندگان مجلس و به ویژه بحث تخصص آنان مطرح است، لازم است توضیحاتی ارائه شود. امید است دوستان را در انتخاب اصلح یاری نماید.

ابتدا یادآور می گردد با مطالعه این مطلب نباید تصور شود هدف نادیده انگاری یا ضعیف انگاری تخصص است، بلکه هدف قرار دادن تخصص در جایگاه خود است؛ چه به نظر میرسد در فضای متلاطم جامعه، اغلب تخصص در جایگاه خود قرار نمی گیرد و از آن انتظاراتی میرود که با ماموریت ذاتی آن در منافات است.

1- در ادبيات مديريت، “اثربخشي” انجام كارهاي درست و “كارايي” انجام درست كارها تعريف شده است. کارآیی جنبه کمی و اثر بخشی جنبه کیفی دارد. اغلب این دو مفهوم با هم خلط شده و به تفاوت بسیارمهم این دو توجه نمی شود.

كارايي‌ (Efficiency)

به ‌معناي‌ كمترين‌ زمان‌ يا انرژي‌ مصرفي‌ براي‌ بيشترين‌ كاري‌ كه‌ انجام‌ شده‌ است می باشد.  

اثربخشی(effectiveness)

اثر بخشي بررسي ميزان موثر بودن اقدامات انجام شده براي دستيابي به اهداف از پيش تعيين شده است.

اگر شما از شیراز به قصد تهران خانه خود را ترک کرده و در مسیر اصفهان به حرکت درآئید، در صورتی که خودرو مناسب، تجهیزات و سایر ملزومات را به همراه داشته باشید، حرکتی کارآ و اثربخش آغاز کرده اید؛ اما در صورتی که بهترین خودرو و امکانات در اختیار شما باشد ولی مسیر را اشتباه رفته و با هدف رفتن به تهران به سمت بوشهر در حرکت باشید، گفته خواهد شد اقدامات شما اثربخش نبوده است (هرجند ممکن است کارائی داشته باشد)

سازمان ها و شرکت های بسیاری در جهان، در عین کارائی بالا ولی به دلیل اثربخشی پائین با شکست روبروشده و امروز جز نامی از آنها در خاطره ها نیست. جنرال موتورز، پان آمریکن، رولزرویس و بسیاری شرکت های دیگر تنها نمونه ای از این گونه اند.

در دنیای سیاست نیز چه بسیار سازمانها، احزاب و افراد سیاسیِ دنیا که علیرغم کارآئی خوب؛ اما به دلیل عدم اثربخشی از گردونه خارج شدند. نکته حائز اهمیت این است که سازمان ها و احزاب در حالی طعم شکست را می چشند که صدها نفر متخصصِ دارای بالاترین مدارک تحصیلی، مسئول طراحی، اجرا و ارزیابی آنان بوده اند؛ اما با این حال چرا شکست می خورند؟ در بسیاری موارد ناکامی ها ناشی از عدم اثربخشی دانسته شده است.

با این توضیح، توجه به این نکته حائز اهمیت است که نقش کارشناسان و متخصصین اغلب در حوزه کارائی سیستم است و نه اثربخشی. به عبارت دیگر تعداد متخصصین و مدارک تحصیلی آنان نوعا در جائی مفید است که ابتدا اثربخشی تامین شده و شما به دنبال ارتقاﺀ کارائی باشید. بدیهی است زمانی که سیستم فاقد اثربخشی لازم باشد، افزایش کارائی نه فقط باعث ارتقاﺀ مجموعه نمی شود، بلکه برعکس، دوری از هدف را تسریع می کند. درست مشابه  خودروی مجهزی که به قصد تهران ولی رو به سوی بوشهر در حرکت است!

بحث اصلی ما در رویکردهای توسعه کشور ناظر به اثربخشی سیستم است و نه کارائی. حرف این است: ایلام که در 1356 آخرین استان کشور در شاخص های توسعه بوده است چرا هنوز در جایگاه های انتهائی لیست است؟ چرا فاصله فقر و غنا همچنان رو به افزایش است؟ در جائی که با کمال افتخار هفدهمین اقتصاد جهانیم، چرا باید ده میلیون نفر زیر خط فقر مطلق و سی میلیون نفر زیر خط فقر نسبی داشته باشیم؟ (نقل از رئیس مرکز آمار ایران) و چراهای بسیار دیگر. این سوالات اصلی راهبردهای توسعه کشور را خطاب قرار می دهد و بحث ما دقیقا همین جاست؛ وظیفه نمایندگان مجلس اصلاح ساختارهای  توسعه (اثربخشی سیستم) است که به جد با ضعف روبروست. تا این مقصد تامین نشود افزایش کارائی سیستم (که شاخص آن سطح تخصص و تعداد متخصصین مجلس می باشد) چاره ساز نیست. درست به همین دلیل است که علیرغم افزایش قابل توجه سرانه تولید ناخاص ملی (بیش از 12 هزار دلار) و با وجود این حجم از متخصصین در مجلس شورای اسلامی و دیگر نهادهای تصمیم گیر، فقر همچنان در جامعه نمایان است.

2- با افزایش تراز تصمیم گیری (مدیریت) از وزن تخصص (به معنای متداول آن) کاسته و بر وزن پارامترهای دیگر که در این جا با مسامحه به عنوان توانائی مدیریت آورده شده افزوده می شود.

آیا نمایندگی مجلس تراز مدیریت ارشد جامعه نیست؟ جائی که تکلیف برنامه های پنجساله کشور، بودجه های سنواتی، تعیین وزرا و وزارت خانه ها و بسیاری امور مهم دیگر تعیین می شود.

3- "مدیران در مورد هرجه که بیشتر می دانند (تخصص خود) بیشتر وقت گذاشته و بحث می کنند تا آنچه که نمی دانند". این قائده که در مدیریت به عنوان اصل دوم پارکینسون معروف است را بارها آزموده ایم و اغلب نیز با واقعیت منطبق است (در این امور هیچ گاه نباید راه افراط پیمود و مثلا از این اصل نباید نتیجه گرفت که پس تخصص بیهوده است) یکی از محاسن اصل پارکینسون یادآوری این مطلب است که در عالم مدیریت نباید راه افراط در تخصص پیمود، چون به ضد خود تبدیل می شود. صحت این اصل را در مراکز تصمیم گیری در سراسر جهان و از جمله در مجلس شورای اسلامی بارها تجربه کرده ایم و دیده ایم که چه خساراتی به بار آورده است.

4- نکته دیگر اینکه آیا نیاز کشور تخصص متداولی که امروز از آن صحبت می شود می باشد؟ اغلب در این خصوص دچار اشتباه می شویم. مثلا آیا مشکلات حوزه سلامت کشور توسط پزشکانی که در کمیسیون بهداشت و درمان جمع شده اند پاسخ داده می شود؟ آیا براستی دانش عملکرد میکروب ها و آنتی بیوتیک ها منجر به حل مشکلات بهداشت و درمان کشور است؟ بسیاری معتقدند این گونه نگاه به تخصص نه فقط کمک به حل مشکلات کشور نیست، بلکه مشکلات را افزون می نماید. مثلا اعضا همین کمیسیون چون همگی پزشک هستند عمده نگاه آنان معطوف به درمان است (چون رشته پزشکی یعنی درمان)، در حالی که باید تاکید بر پیشگیری باشد و این نکته هم اکنون در دنیا پذیرفته شده است؛ ولی می بینید که در کشور توجه چندانی به آن نمی شود. این عدم توجه به دلیل آن است که کمیسیون بهداشت و درمان مجلس عمدتا نسبت به این موضوع و اهمیت آن توجیه نیست.

در پایان مجددا تاکید می گردد هدف از این مطلب کم اهمیت جلوه دادن تخصص نیست، بلکه منطقی برخورد کردن با مفهوم تخصص است. یقینا قرار دادن تحصیلات در محلی غیر از جایگاه واقعی اش نه فقط عزیز داشتن تخصص نیست، بلکه جفا درحق آن است.

مهندس اسماعیل رییسی

کارشناس ارشد MBA

نوشته شده توسط 1=1  | لینک ثابت |

شنبه سوم دی 1390 20:33
 

نامه ۱۰ تشکل دانشجویی به رییس قوه قضائیه

حضرت آیت ا... صادق آملی لاریجانی

ریاست محترم قوه قضائیه

سلام علیکم

قریب به 1 سال قبل برایتان رنجنامه ای نوشتیم از تساهل ها و تسامح های مجموعه تحت مدیریتتان، در برخورد با مفاسد اقتصادی استان فارس. رنجنامه ای از عدم پیگیری پرونده های زمینخواری و نگرانی از طولانی شدن رسیدگی به پرونده متهمان شورای شهر. اما اکنون، شرایط بسیار تغییر کرده !

پیرو سخنان شما در برخورد قاطع با مفاسد اقتصادی ،یکی از متهمان اصلی پرونده زمین خواری در استان فارس، در دادگاه تجدید نظر ، از کلیه اتهامات وارده تبرئه شد!! متهمی که دادگاه بدوی رای به 6 سال حبس وی و پرداخت 336 میلیون تومان داده بود! حال سوال افکار عمومی این است: این چه مبارزه ای با مفاسد اقتصادی است که آقازاده ای را در ابتدا به 6 سال حبس و پرداخت 336 میلیون تومان محکوم می کند و بعد او را از تمام اتهامات مبرا می داند؟! معنای این حکم چیست؟ یعنی تمام این زمین خواری ها و رانت خواری ها خیالی بیش نبوده ؟ یعنی حضرت ایشان در تمام این اتفاقات تنها یک نظاره گر بوده اند؟! تفاوت فاحش این دو رای چگونه قابل توجیه است؟!

جناب آقای آملی لاریجانی

یک سال قبل ، 3 عضو شورای شهر شیراز ، به اتهام مفاسد اقتصادی بازداشت شده بودند، و ما برای شما نوشتیم که لطفا پرونده ی اینان را سریعا پیگیری نمائید. برایتان نوشتیم که نمی شود صدها میلیارد عوارض مردم را در اختیار کسانی قرار داد که متهم به فساد اقتصادی اند. نوشتیم نمی شود اختیار یک شهر را به چنین افرادی سپرد.افرادی که با یک قیام و قعود صدها میلیارد را در شهر جابه جا می کنند و مجموعه های تجاری چند صد واحدی به تصویب می رسانند.! حالا پس از یک سال حضور و تصمیم گیری متهمان در شورای شهر ، و نطق های بامزه ی آنان در باب لزوم مبارزه با فساد اقتصادی در سال جهاد اقتصادی!! 2 نفر از آنان مجرم شناخته شده اند. اما مردم را چه سود؟! مجموعه تحت مدیریت شما در استان حتی اراده ای برای تعلیق عضویت اینان تا رای نهایی دادگاه هم ندارد.حالا ضمن قدر دانی از پیگیری های سریع ! قوه قضائیه از شما سوالاتی داریم: تکلیف عضویت اینان در شورای شهر تا صدور حکم نهایی چه می شود؟ آیا اینان همچنان در شورای شهر جولان خواهند داد؟ آیا همچنان برای عوارض مردم ما تصمیم  می گیرند، در شرایطی که دادگاه آنان را مجرم شناخته؟ زمان رسیدگی به پرونده اینان چقدر است؟ 1 سال ،2 سال ، یا بیشتر؟ پیشتر خواهان تشکیل کمیته ی تحقیق و تفحص از شورا نیز بودیم که گویا این  درخواست، در بایگانی دادگستری استان در حال خاک خوردن است!

حضرت آیت ا...

این دو پرونده گرچه در ظاهر هیچ ارتباطی با هم ندارند ، اما نکاتی دراینان هست که تصویر مشترکی را از اقدامات قوه قضائیه در اذهان عمومی ترسیم می کند. اول اینکه مسئولان قضایی استان هیچ لزومی برای پاسخگویی به دانشجویان و افکار عمومی ، در قبال تصمیماتشان نمی بینند. و دوم اینکه در هر دو پرونده آقازادگان  تبرئه شدند! باید دید رای دادگاه تجدید نظر می تواند وجه تشابه سوم این دو پرونده باشد؟

در پایان امیدواریم سخنان شما مبنی بر مبارزه با فساد اقتصادی ، در شیراز ، پایتخت زمین خواری و بهشت رانت خواران نمود عینی پیدا کند.

 

 

بسیج دانشجویی دانشگاه شیراز

بسیج دانشجویی دانشگاه آزاد شیراز

بسیج دانشجویی دانشگاه علوم پزشکی شیراز

بسیج دانشجویی دانشگاه پیام نور شیراز

بسیج دانشجویی دانشکده فنی باهنر شیراز

جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه شیراز

جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شیراز

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شیراز

ستاد یادواره شهدای دانشگاه شیراز

تشکل دانشجویی وصال دانشگاه آزاد شیراز

نوشته شده توسط 1=1  | لینک ثابت |